قصه غم - پاسخی به تمام شاعران فارسی زبان که برای شهرم( اهر) و ورزقان و هریس و زلزله قارا داغ سرودند
قصه غم
قصه غم - پاسخی به تمام شاعران فارسی زبان که برای شهرم( اهر) و ورزقان و هریس و زلزله قارا داغ سرودند و علی الخصوص آقای پوریا بیگی شاعر شعر
از ورزقان تا آسمان پل میزند غم
قصه غم
باز هم زخم زمین با لرزه ای سر باز کرد
قصه ای دیگر ز غم بی انتها آغاز کرد
ورزقان نامیست بر این قصه اندوهناک
ازهریس و از اهر خشم زمین دل باز کرد
بم که از این لرزه ها
بسیار بر خود دیده بود
کودکان خسته را با مهربانی ناز کرد
از زمین صد ها فرشته ساده و بی ادعا
بی صدا در ظلمت شب سوی حق پرواز کرد
حکمت حق بود تا از ما بگیرد امتحان
پاسخ این آزمون را تا ابد در راز کرد
حرمت شبهای قدر ، حرمت ماه خدا
آن همه أَمَّنْ یُجیبُ ، اشفع لنا ، اعجاز کرد
مرحبا بر شاعری که سینه
اش شد چاک چاک
پل کشید از ورزقان تا آسمان آواز کرد
با دل بشکسته از آشوب می گوید امین
غم تراشید این دل
غرق به خون را ساز کرد
امین حبیبی
http://aminhabibi.blogfa.com/post-80.aspx
سلام دوست عزیزم
حس لطیفت ستودنی است زیبا سرودی همراهیت را از یاد نخواهم برد من و شعرم لایق این بزرگواری خالصانه شما نبودیم
اجرت با خدای زیبایی ها
دعای مردم غیور آذریایجان بدرقه راهت
پاسخ سمیر عسگری شناطی
سلام دوست عزیز
کار بسیار زیبا و ارزشمندی انجام داده اید
مسلما این غم برای ساکنین مناطق یاد شده سنگین تر و سخت تر بوده
ولی مطمئن باشید غم آذربایجان غم تمام ایران است
و تک تک ساکنین این بوم و بر با هر آسیب کوچکی که به یک گوشه از این
سرزمین آریایی وارد شود به واقع لرزه بر اندامشان می افتد
به قول خواجه شیراز
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت
دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور
بی گمان این روزهای تلخ خواهند گذشت چه بسا بسیار سخت و دلگیر ،ولی خواهند گذشت
و بار دیگر آذربایجان عزیز همراه با فرزندان خلفش اهر و ورزقان با صلابت تر از گذشته خواهد ایستاد
پایدار باشید
یا حق
برچسبها: قصه غم, پاسخی به تمام شاعران فارسی زبان که برای شهرم, اهر, و ورزقان و هریس و زلزله قره داغ سرودند